!یادگاریها

متن مرتبط با «یلدا» در سایت !یادگاریها نوشته شده است

یلدا...!

  • نیلوبلاگ

    گیرم که یلدا هم بیاید...شبی هم درازتر از شبهای دیگر بشود...برفی هم ببارد ...سفره ای هم چیده شود...اناری هم باشد و آجیلی...و دیوان حافظی تا فالی بگیریم...چه یلدایی؟چه برفی؟چه فالی؟بی تو! همه شبهای من یلداست!همه شبهایم سرد است وقتی تو نیستی!همه شب ها فال مرا می گیرند... سیاهِ سیاه!یادم آشفته توست...که هر دم یادت با من است!یاد آخرین شب با تو بودن...که آن شب هم یلدا بود...مادر و برادر و خواهرم هم بودند...و آخرین آجیل شب یلدای "همه با هم" را در بیمارستان خوردیم!آنها رفتند و من ماندم و تو....و چه در...

    ادامه مطلب